یه عده کنار عشقشون بودن...
یه عده هم داشتتن با عشقشون حرف می زدن...
منم پتوم و کشیدم رو سرم
بغضمو قورت دادم و چشمامو بستم و گفتم: به درک که تنهام...
برچسب: شب بود,شب بود هانی نیرو,شب بود دلسا,شب بود بیابان,شب بود سیبیلاتو ندیدم,شب بود و,شب بود و خاموشی,شب بود فرخزاد,شب بود و خورشید میدرخشید,شب بود از دلسا,
نویسنده: النا عابدی