
یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم تو جگر گوشه هم از شیر گرفتی و هنوز من بیچاره همان عاشق خونین جگرم خون دل میخورم و چشم نظر بازم جام جرمم این است که صاحبدل و صاحب نظرممن که با عشق نراندم به جوانی هوسی هوس عشق و جوانی است به پیرانه سرم...
ادامه مطلب