
و اينك باران بر لبهء پنجرهء احساسم مي نشيند و چشمانم را نوازش مي دهد تا شايد از لحظه هاي دلتنگي عبور كنم...
ادامه مطلب
وقتی مینویسیو همه میبینن جز اونیکه باید ببینه فایده ای نداره.... دلم ی جوری بد تنگه از نوشتنم خستممم دیگه نمیخوام بنویسم البته فعلا... تعطیل است....!!!!...
ادامه مطلب
xa0من دوستت دارم من این ابر بی باران را دوست دارم ، من این کویر خشک و بی جان را دوست دارم، این شاخه خشکیده و بی گل را دوست دارم ، من اینجا و آنجا همه جا را با تو دوست دارم.... من این شب زنده داری را دوست دارم اگر با تو بودن خطا است و من گناهکار ،من گناه کردن را با تو دوست دارم... بی مهری هایت به حساب دلم ، اشکهایم را که در می آوری نیز به حساب چشمانم من این حساب اشتباه را دوست دارم...
ادامه مطلب